نویسنده: سیف الله فیروزی
همانطوری که شما میدانید سیر تاریخ انسان بنام هزاره در جغرافیای افغانستان مشابه نژاد های انسان های سیاه در مرز های امریکا وافریقای جنوبی رقم میخورد، میخواهم کمی نگاهی اجمالی به تاریخ سیاه پوست های امریکا را داشته باشیم؛ زیرا وجه مشترک سرنوشتی بین هزاره ها وآنها وجود دارد. در آنروز های از دوران سفید پوستان انسان سیاه را تکفیر میکرد وقوم طرد شده حساب میکرد؛ مارتین لوتر کینگ در خورد سالی های خود در کوچه های همرای همسالان سفید پوست در حال بازی بود، ناگاهانی صدای را شنید که میگفت با سیاه ها در یک جای نشوید زیرا آنها نجس است.
لوترتینگ از خورد سالیش این حرف برایش نهایت دشوار تمام شد واین حرفی بود که جرقهی را برای لوترگ کینگ در خوردی بودنش زد: او گفت ما انسانیم برتریت در رنگ نیست، سفید وسیاه وسرخ وزرد کلی انسانیم ما این اندیشه غیر انسانی را باید از بین ببریم. شروع مبارزه لوترکینگ سالها را در برگرفت تا تاریخ سه صد ساله امریکا را تغیر داد. سیاه ها در آنروز ها از رفتن مکاتب، رفتن درکلیساها، خرید اجناس از فروشگاه در موترها وقطار محروم شده بود.
بلی دوستان گرامی تاریخ معاصر از افغانستان را ورق بزنیم شروع تاریخ معاصر افغانستان از زمان پایه گذاری امپراطوری تا دوران امیر عبدالرحمن خان وبعد از آن شکل استبدای وانحصاری را در خود گرفته وحاکمان یکی پس ازدیگری بر اریکه قدرت مینشست دید شان نسبت به اقلیت ها، گونه تحریمی در نژاد ومذهب را در خود گرفته وحقوق انسانی وبشری را از آنها سلب، آنها را از سرزمین شان فراری داده ظلم های بی حد وحصر وحتی خیلی های از آنها انکار هویت کردند. هویت اصیل شان تبدیل به هویت دیگری پناه بردند تا باشد دیگر مورد خشونت، استبداد وانحصار ناسیونالیست ها قرار نگیرد.
مزاری وقتی که تاریخ هزاره جات را بررسی میکند، تاریخ تلخ از دوره احمد شاه ابدالی ودوره عبدالرحمن وبعد از آن می بیند که وضعیت را روی اقلیت ها سخت کرده ودفع هویت اقلیتی مینمایند.
انسان بنام مزاری دین انسانیت را، عدالت خواهی، برابر وبرادری در سرزمین که بیش از چند صد سال حاکمان عقدهی که بیشتر دید نژاد پرستانه، دید زبان پرستانه، دید مذهب پرستانه داشت او توانست جریان ونگرش های غیر انسانی و غیر حقوقی را تغیر مسیر دهد ودید انسان پرستانه را آبیاری کند. من که انسانم؛ با پسوند انسان بنام هزاره وقتی اندیشه ودیدگاه مزاری را میخوانم به واقعیت تحت تاًثیر قرار میگرم وبرای عدالت خواهی آنقدر مبارزه کرد وهیج وقت خسته شدن وشکست خوردن را در خود نهپذیرفت.
بابه مزاری در نخست تلاش کرد تا هویت سازی را برای هزاره ها شکل دهد، آدرس بنام حزب وحدت پایه گزاری می نمایند؛ احزاب ها، شورا ها وحتی که فردی که بنام هزاره است دعوت کرد؛ که دیگر هزاره بودن جرم نیست، ماهم انسانیم ومثل دیگرانیم؛ هیج نوع عار برما نیست هزاره هم انسان است، واینکه که هزاره هستیم افتخار است. آن وقت امیدی را برای هزاره ها بوجود آورد وهویت سازی کرد وتوانست کتله متحد و واحد را در آن زمان شکل دهد وبرنامه ها وپلان های خود را در برابر دولت مردان آنروز پیش کرد: هرآن جامعه که در این جغرافیا زیست داریم، حق داریم، هیج کس نمیتواند ما را نادیده بگیرند.
مردم ما، فرزرندان ما حق تعلیم، حق تحصیل، حق آزادی وحق تصمیم گیری را دارند. کرامت انسانی آها حفظ شود وآرزوی من اینست که ما همیشه برادر وار در کنار هم ودر زیر یک سقف همدیگر را بپذیریم وهمدست با همدیگر با یک قوت عظیم به پیش رویم. استاد شهید خواست هایش انسانی، حقوقی واصولی بود همیشه در برنامه هایش سخنرانی میکرد وباسیاست مداران در مذاکرات ها، نشست ها میگفت من دوست دارم تا همه اقوام ساکن در افغانستان در تصمیم گیری ها باشند و آنها جزء همین سرزمین میباشند وفرصت ها داده شود، حقوق شان گرفته نشود آنها در حکومت سهیم باشد ودیگر هزار بودن جرم پنداشته.
اوهمچون نسیمی بود که خوش وزید وصورت همه مظلومان را نوازش کرد وبا خود عطر گل های امید را برای همگان به ارمغان آورد. اوفریاد عدالت بود، اوزبان عدالت بود، اولبخند زیبایی گل های شقایق بود، اوکسی بود که باید میماند، اونجات دهنده افغانستان از ظلمت وتاریکی ها بود اوخون گرمی درمیان رگ های خشکیده انسان های مظلوم وپابرهنه وستمدیده گان افغانستان بود؛ اوچون آب هیات بود اما افسوس، هزار افسوس که او دراین برهه از زمان حساس نیست تاباصدای دلنوازش بر گوش جهانیان فریات عدالت را زمزمه کند.
مزاری برای اینکه هزاره بود، به دفاع ازحقوق هزاره نه پرداخت، برای اینکه هزاره انسان بود ومزاری هم انسان بود به دفاع از حقوق انسان محروم هزاره پرداخت. کدام شخص را در افغانستان دیده اید که ادعای روشن فکر بودن را داشته باشد واز حقوق انسان محروم هزاره دفاع کرده باشد. اما هزاره که خواهد از حقوق انسانی هزاره دفاع کند به او برچسب نشنلست زده می شود؛ درحالی که او روشنفکراست آیا به لوترکینگ نژاد پرست بگویم؛ یا مدافع حقوق انسان! مزاری هم نمونه دیگری از لوترکینگ است. اما درافغانستان آرمان مزاری همانند آرمان لوترکینگ است، لوترکینگ درآخرین سخنرانی اش، ابراز کرد: گفت من یک روٌیای دارم وآن روٌیا این است. که بچه های سیاه پوست روزی درکنار سفید پوستان به مکتب برود. مزاری هم همین را می خواست که بچه های هزاره مکتب برود وبرابر با برادران پشتون، تاجیک، ازبک ودیگر اقلیت ها باشند؛ طوریکه پشتون بودن توهین برانگیز ومحقرنیست، تاجیک بودن توهین برانگیز ومحقرنیست همچنین هزاره، ازبک ودیگر اقوام هم نباشد. مزاری نا گذیر بود برای دفاع از حقوق انسانی، انسان بنام هزاره دفاع کند اما هزاره درافغانستان باید هنوز انتظار گذر زمان بیشتربود تا انسان افغانستانی جایگاه مزاری را دریابد وقبول کند. سرانجام، تاریخ مزاری را به آزمون بزرگی روبرو کرد وبا این رو برویی، حقیقت مزاری برای انسان هزاره ودرکل برای انسان آشکار شد این آزمون همان موقعیت ناکریزانه ای انسان بزرگ درتاریخ یا روان بشراست، مزاری این آزمون خطیر را انجام داد وبا این انتخاب آگاهانه به زندگی خود پایان بخشید؛ برای اینکه سرنوشت مردم را رقم بزند، که چنین هم شد نتیجه امروز هزاره نتیجه خطیر مزاری است. اراده مزاری برای عدالت خواهی باعث مفهوم مثبت این نام وکلمه شد مردم پراگنده با این نام هویت تاریخی، سیاسی افغانستان را پیدا کردند امروز این نام برای شان توهین وتحقیر ندارد بلکه نامیاست. یکی ازنام قوم تاریخی افغانستان مزاری رهبری ولا برای همه مردان وزنان هزاره نه بلکه برای تمام مظلومان افغانستان بود او با نوعیت زیستن خود وبا رفتار وبرخورد های خود با مردمش به تمام رهبران آنروز گفت: من هیج منافعی را غیراز منافع شما ندارم.
استاد مزاری میگفت من اگر روی میخواستم روی منافع شخصی خود فکر می کردم در این دوسال وهشت ماه سال های بعداز جهاد وبعد از واقعات غرب کابل هم درکنارشما نمینشستم واین را برای شما اطمینان میدهم، که کمک ویاری از خداست وبه امید شما ورحمت الهی از خدا هیج وقت نخواستم که من بدون شما درجایی بروم شمارا درمعرکه بگذارم وخودم جان خود را نجات دهم، نه این را از خدا نخواستم.
خواست من وآروزی من اینست که من همیشه با شما باشم در کنار شما خونم بریزد، در بین شما کشته شوم. دور بودن از کنار شما زندگی هیج وقت برایم ارزش ندارد. وسرنجام در22/12/1373 درکابل همرای دوستانش توسط ظالمین گرفتار وبه شکل وحشیانه شهید شد، روحش شاو ویادش گرامی باد! بیست دوی حوت تاریخ ابرمرد عدالت خواه!
مقالات جامعه شناسی...
ما را در سایت مقالات جامعه شناسی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 12