بابا! تو کیستی؟

خرید بک لینک
بدرستی شصت وهشت سال قبل در پنجم جوزا گلی در دامنه کوههای لاله زار مزارشریف رویید و اسم آن گل را عبدالعلی نهادند و او مثل همه گل های لاله عادی پابه جاده ناهموار زندگی گذاشت و مردانه قدم برداشت و بیست سال قبل با شکوه ،این جهان فانی را به هواداران این دار فانی گذاشت. آری! بیست سال است که او در بین ما نیست و جمعی عظیمی که یکی اورا بابا و دیگری پدر میخطابند تنها گذاشته است. با گذشت هرسال مراسم و محافل( ولادت و شهادت) او جنبه های انتخاباتی و حزبی... را میگیرند و هنوز بابه ناشناخته مانده است و تاسف آورتر اینکه هیچ کوششی درین جهت صورت نگرفته و هرکس به نوبه خود اورا به خانه هایشان برده و شخصی کرده اند. آری! از او به اوصاف نیکویی یاد میکنند و هرآنچه که سال های عمرم بیشتر میگردد، این مراسم و محافل پرشکوه تر و شکومندتر نسبت به سال قبلی برگذار میشود. در مراسم و محافل یادبود او سخنرانان خیر و سخنور از پشت تریبون ها به تفسیر و تحلیل ایده های او لب به سخن می گشایند. آها! از اوصافش گفتم، خوب به یاد دارم که اورا محمد اشرف غنی رییس حکومت وحدت ملی تغییر دهنده مسیر تاریخ افغانستان خواند. نه، او تنها به این گفته اکتفا نکرد بلکه اضافه نمود که حکومت وحدت ملی مبتنی براندیشه های بابه ی بزرگ استوار شده و انکشاف متوازن، عدالت اجتماعی، وحدت ملی و... را از دیدگاهای او قلمداد نمود. بعضی دیگر نیز اورا ایجاد گر هویت ملی و بعضی دیگر نیز اورا شخصی ساخته و احیای گر هویت یک قوم خاص دانسته است و سرخط اخبارش را به خط درشت از زبان او نوشته "من میخواهم دیگر هزاره بودن جرم نباشد." و ملی گرایان از زبان او گوید که ما وحدت ملی را یک اصل میدانیم و کسی که مسایل دین، مذهبی، نژادی را دامن بزند خایین ملی است. و علاوه میکنند که نه شیعه و نه سنی گفته ام و نخواهم گفت. بعضی دیگر اورا ایجاد ایجادگر وحدت بین یک قوم دانسته و مفتخرانه میگوید که او گفت ای قوم متحد شوید که هویت تان در خطر است. بعضی دیگر اورا منادی دادخواهی دانسته و نقل قول میکند که او گفت حق خواهی به معنی دشمنی باکسی نیست. مزاری را بعضی مدافع حقوق زن گفته است و بعضی ها از ساده زیستی او و بعضی دیگر از شجاعت او و بعضی دیگر از ایثار و فداکاری او گفته و روایت میکند که گفت:" از خدا خواستم که در بین شما باشم..." بعضی دیگر از انسان سازی سیاست او گفته است و در نهایت اورا انسان خوانده و اورا از همه تعلقات رها نموده و از انسانیت او سخنرانده است. وه، این همه اوصاف نیکو در وجود او جمع شده است! نه من که به این سخنوران که به صرف روزگار سخن میرانند باور ندارم. زمانی را به یاد می آورم که اولین خاطره و اولین شناختم نسبت به او بود. در آن زمان درکی از زمان و مکان و سن و سال خودم نداشتم فقط چون خوابی به یاد می آورم. شاید تاریخ بیست و دو حوت بوده و من هم دو سه سالی بیش عمر بیش نداشته بودم. روزی از خواب برخواستم دیدم در خانه کسی نیست، با ناز و ادای طفلانه گریان گریان بیرون برآمدم دیدم که هوا سرد و گردآلود است و صدای چرخبال ها به گوش میرسید. در گوشه ی دیدم که بابایم قرآن تلاوت میکند، با دیدن بابایم نازدانگی بیشتر به خرج داده و گریه ام زیادتر نموده و بلند بلند گریه کردم که ناگهان مادرم گریه کنان مرا در آغوشش گرفت و به خانه برد. از گریه او متعجب شده درحالیکه خودم نیز میگریستم، پرسیدم" چیز گبه، بچی چوخرا مونی؟ در جوابم گفت" نلغی مه شوی چوخرا نکو هید گب نیه." ذهنم میگفت حتمن خبری است و اسرار داشتم که حقیقت را بگوید، گفت" گفت بابی توره طالبا شیید کده." بابای مادری ام که وقت به رحمت خدا رفته بود و بابای پدری ام هم که در بیرون قرآن تلاوت میکرد. با کمال تعجب پرسیدم" بابی مه که ده بورویه؟" گریه کنان مرا در آغوشش گرفته گفت:" اوه بچی! کشکی بابی تو مومرد، مزاری شیید نموشود." حال که میفکرم در بین دهات و در آن زمان هیچ اثری از رسانه و تریبون و بلندگویی برای تبلیغات چون امروز نبود، چی میتواند حس دوستی مزاری را در قلوب مردم طنین انداز کند و تا این حد نسبت به نثار روا دارد. اگر سخنوران قابل اعتماد نیست و از خودبابه کتاب و دست نوشته ی بجا نمانده و کتابهایی که در باره او نوشته شده شاید هم غلو کرده باشد و بابه به هر دلیل دیگر قابل اعتماد نیست، زینب مزاری در آن زمان خورد بوده است پس مزاری را از زبان کی و چطور باید شناخت؟ آها ما چرا مزاری را از مادرش که تربیت دهنده اوست نشناسیم، ما چرا مزاری را از زبان مادرش که از همه کرده بیشتر نسبت به فرزندش شناخت بیشتر دارد، نشناسیم؟ اگر رهروان مزاری نمیخواهند کارهای پروژه ی و انتخاباتی کنند با تمام تسهیلاتی که در جهان امروز است زمینه ارتباط با مادر بابه را برای مردمی که هنوز با مشکلات اولیه حیاتی شان درگیر است فراهم کنند. به گفته بابه بزرگ که در سلسله مبارزات عدالخواهانه اش گفته بود:" ما عاشق قیافه کسی نیستیم، حقوق مردم خودرا میخواهیم، هرکسی که این حقوق را برای مردم ما قایل شود، ما دست اورا به گرمی می فشاریم." ما نیز هرکسی این زمینه را فرام کند با او چنین خواهیم کرد.

سیف الله فیروزی

مقالات جامعه شناسی...

ما را در سایت مقالات جامعه شناسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 3:12

صفحه بندی