از نیاز مندی های اساسی هر کشور داشتن وحدت ملی است وآن، سبب انرژی عاطفی وهمدلی جهت مبارزه با مشکلات زندگی می گردد ورفاه برای پیشرفت را به ارمغان می آورد. یک کشور بدون وحدت ملی در دام تفرقه وروابط آسیب زا گرفتار می گردد ودر راه رسیدن به آرمان های خود ناکام خواهد شد.
وحدت ملی را در فرهنگ های متفاوت یگانه شدن، یکتایی وویگانگی بودن را مینویسند. پس وحدت ملی دراصطلاح سیاسی اتحاد فکری وعملی یک کشور اعم از اشخاص، جناح های مختلف، احزاب ها، گروه ها، روشنفکران، سیاست مداران ومسوولان قدرت است. یعنی وحدت ملی زمانی معنی میگرد به خود که در درون یک جغرافیا هیج نوع کشمکش های داخلی براساس منافع، منابع، طبقات، فرصت طلبی ها نباشد واز نفوذ افراد مخرب در درون سیستم حکومتی آنها موانع باشد.
جهت رسیدن برای وحدت ملی محور ویا محور های مشترکی لازم است که بر اساس انها اندیشه های رفتار یک ملت را وحدت بخشد وسبب وفاق اجتماعی شکل بگیرد. که این محور ها می تواند دین، مذهب، گرایش های جریانی، فرهنگ، زبان، دولت مشترک وحدت را بوجود بیاورد. ضرورت در ایجاد وحدت ملی نیاز است وقتی که در سرزمینی زیست داریم بر اساس یک محور ووجه مشترک بنام همان کشور قوانین را ایجاد می نمایم وبراساس همان فعالیت های مان شروع می نمایم و محدویت های را مرز بندی می نمایم وسیستم را بنام دولت ایجاد می نمایم و وقوانین برای هر فرد وشهروند متعادل می سازیم و به ارزش های همدیگر نیز ارزش قایل باشیم ودر روسوم وعنعنات همدیگر احترام گذاشته ومسوولیتهای مشترک فرهنگی، اجتماعی وسیاسی مان را سامان دهیم. واینست که از پراگنده ها، شکاف های اجتماعی جلوگیری نموده وحدت را بوجود میاوریم چنانچه رحمانی یزدی می نویسد" احساس مشترک نتیحه که نتیجه وحدت ملی است وهم نوایی همکاری وانسجام اجتماعی را در پی دارد. براثر آن، شهروندان شخصیت وآرمان های همدیگر را بیشتر درک می کنند وانتظارات یگدیگر را متعادل می سازند وهمکاری را تقویت می می نمایند.
مردم ما از گذشته دور تا اکنون درد های درمان ناپذیر ومشکلات حل ناشده فراوانی را از هرگونه ابعاد متحمل شده اند واز آن هر روز رنج می برد. دلیلی که هنوز بحران وحدت ملی در کشور ما وجود دارد در اینست که هنوز دست های خارجی در داخل ما نفوذ دارد و نمی گذارد که مردم ما از فرصت استفاده مشکلات را به نفع خود حل نمایند. مشکلات های های پیش آمده از ناشی از دست های بیگانه گان می باشد که در سیستم دولتی دخالت دارند وهمچنین در تفرقه افگنی از طریق مزهب، زبان، قومیت هروز تبلیغات می نمایند واینست که هر روز از مردم را از احساسات شان استفاده وعلیه همدیگر مقابل میسازند.
وزیر خارجه ایران در این رابطه می گوید هر نوع تحول سیاسی، اقتصادی واجتماعی در این کشور (افغانستان) در درجه اول مستلزم تقویت وتسریع ملت سازی روند ملت سازی است. وضعیت گذشته بر پایه ی تفکر ملوک الطوایفی وگروه بندی های قومی وزبانی حاکم بوده است. این وضعیت باید برچیده شود وهویت ملی براساس مساوات، عدم تبعیض وشایسته سالاری پایه ریزی گردد.
نتیجه وحدت ملی را میتوانیم بطور نمونه ذکر نماییم هویت ملی میتواند ثبات سیاسی را به ارمغان بیاورد وبر اثر وحدت ملی دولت شایسته سالار روی کار خواهد آمد،وحدت ملی بر اصول وقواعد وارزش های اجتماعی وهنجار های مشترک تاکید دارد وهرنوع تفرقه را دور نگهمیدارد، احساس، تفکر وفعالیت های سیاسی واجتماعی وفرهنگی یکسانی را به ارمغان می آورد، تنش ها وروابط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی وفرهنگی را با دولت وبا شهروندان دیگر به حد اقل می رساند، توافق نظر برسر روابط مشروع ونامشروع داخلی وخارجی مناسسب میسازد، در برابر فرهنگ مهاجم مقاوم می باشد وبراساس اصول عمل می نمایند، وحدت ملی میتواند نظم پذیر وقانون پذیری را در شهروندان گسترش دهد، وحدت ملی میتواند فقر، ناامنی، بیماری ودها آفت دیگر را در مان نمایند.
ولی متاٌسفانه وحدت ملی در افغانستان سالهاست که آسیب دیده وباسازس آن در شرایط فعلی نهایت دشوار شده که ریشه آن در در فرایند دینی، فکری، فرهنگی، طبقاتی وحقوق شهروندی است. که در طول تاریخ معاصر افغانستان این بحران هر روز تا بح حال تشدید بخشیده است که موارد اساسی شان میتوانیم مورد بررسی قرار دهیم.
در بخش نخست وجود اعتقادات ناهمگون که در این بخش اساس وحدت اجتماعی وملی در تفکر باور ها همساز است. وحدت ملی آنگاه شکل می گیرد که اقوام، مذاهب واقشار مختلف در باره محور های وحدت ساز، باور های همگون وهمساز داشته باشند وبر اساس آن رفتار اجتماعی، سیاسی، اقتصادی وفرهنگی خود را تنطیم نمایند. وهر ظرفیت سازی ونهادینه سازی مبنی بر این که اعتقاد برسرزمین ومرز های جغرافیای افغانستان متعلق به همه اقوام ساکن در آن می باشد وهمه حق دارند به صورت عادلانه از منابع وامکانات ان استفاده کند. اعتقاد واعتماد ها به دولت مشروع وملی شکل دهنده ی آرمان ملی وسیاسی مردم باشد. اعتقاد وتوافق نظر بر سر زبان مشترک وملی وانگیزه مواظبت وتوسعه ی آن در افکار نخبگان واقشار مختلف داشته باشند. باور به تاریخ وفرهنگ مشترک که خاطرات تلخ وشیرین هر ملیت داشته باشد، احترام به آداب ورسوم خاص قومیت نیز داشته باشد.
عدم تحمل در فرهنگ یک دیگر: نخستین گام در جهت شکل گیری وحدت ملی اینست که اقوام وگروه ها به مقدسات همدیگر وبه وجود فزیکی خویش احترام گذاشته و از توهین وتفرقه دست بر داشته ودامن نزنند.
برجستگی هویت قومی که در اغلب کشور های جهان اقوام ونژاد های مختلف زندگی می کنند در هر کشوری روابط م ونژاد ها به گونه خاص بر قرار میگردد متاسفانه طالبان وطالب فکران با صراحت اعلام می کردند افغانستان تنها زمین قوم پشتون است وبا اقوام دیگر به عنوان بیگانه رفتار می کنند آنان در بخش وسیعی افغانستان اقدام به کوچ اجباری تاجیک ها، هزاره ها، وازبکها می کردند تا یک پارچگی اقوام دیگر را برهم زنند وهمینطور شخصیت کلان در پارلمان ودیگر جا بیشتر تاکید روی همین وارد داشنه است.
تنش های سیاسی که پایه واساس شان بعد از سال 1126 شکل گیری حکومت احمد شاه ابدالی تنش سیاسی ارز اندام کرده وتا حال به شیوه های متفاوت ثمر داده است که بیشتر تنش ها در بعد داخلی بین سران قبایل ودر بعد خارجی دست بیگانه گان می باشد
تنش های قومی سیاست های نظام سیاسی در افغانستان این بوده که جهت فرونشاندن شورشهای مردمی علیه حکومت از قومی علیه دیگر استفاده می کردند چنانچه فرهنگ می نویسد امیر عبدالرحمن در جریان شورش های غلجایی ها وهزاره ها پیروی از سیاست ماکیاولی، درانی ها را علیه غلجایی ها وبه پشتونها وسنی ها را به طور عام علیه شیعه ها وهزاره ها تحریک نمود واز تعصبات قومی حداکثربه نفع حکومت خود استفاده میکرد.
نویسنده: سیف الله "فیروزی"
ما را در سایت مقالات جامعه شناسی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 16